X
تبلیغات
سفر چهارم - آقای رسول جعفریان

سفر چهارم

این نوشته سومین نکته ای است که درباب اربعین امام حسین می نویسم.

1-شاید این اشکال وارد باشد به نوشته پیشین که خلاصه بحث آقای جعفریان -درباب ادله موافقین و مخالفین رسیدن کاروان حسینی در اربعین به کربلا- قدری یک طرفه بوده، یعنی ادله مخالفین بیشتر اشاره شده بود تا موافقین. البته جناب آقای جعفریان این گونه پرداخته بودند و دست بنده نبود.

2-مهمترین دلیل آقای جعفریان -که در قسمت قبلی بیان شد- این بود که قضیه رسیدن اهل بیت در اربعین در کتب قدیمی ذکر نشده و نهایتا به قرن هفتم می رسد. اما اتفاقا منبعب قابل توجه و در خور در قرن چهارم داریم که رسما به این نکته اشاره کرده و آن هم آثار الباقیه ابوریحان است.  

3-در واقع نکته بسیار مهم و تا حدی مغفول در برخی منابع مشخص شدن تکلیف سر مبارک امام حسین است. در واقع برخی بر این نظرند که سر مبارک امام حسین تحویل امام سجاد شد تا همراه خود ببرند و یحتمل این سر را می برند تا به بدن مطهر امام منتقل کنند. تا اینجا هنوز  چیزی در باب اربعین اثبات نشده است. تنها در صورتی نظر موافقین اربعین تامین می شود که روز ورود کاروان به کربلا  که همراهشان سر مبارک امام حسین بوده، همان روز اربعین باشد.

آیت الله یوسفی غروی در کتاب ارزشمند موسوعه التاریخ الاسلامی (جلد 6 ص 217) این عبارت را از ابوریحان بیرونی نقل می کنند:

«و في العشرين (من شهر صفر سنة 60 ه) زيارة الأربعين، و هم حرم (الحسين عليه السّلام) بعد انصرافهم من الشام، و ردّوا رأس الحسين عليه السّلام إلى مجثمه حتّى دفن مع جثته» 

و بعد در ادامه می نویسند که: و هو أقدم كتاب في هذا الباب.

4- ایشان (آیت الله یوسفی) سپس اشاره می کنند که شاید به خاطر همین رسیدن اهل بیت به کربلا در اربعین باشد که امام صادق به صفوان بن مهران دستور زیارت امام حسین در اربعین را داده و امام حسن عسگری نیز زیارت اربعین را از نشانه های مومن دانسته اند:

و لعلّه لذلك أمر الصادق عليه السّلام صفوان بن مهران الجمّال بأن يزور الحسين عليه السّلام في الأربعين ضحى‏ 

و عدّها العسكري عليه السّلام من علامات المؤمنين‏ .

5- این هم نکته مهمی است که چرا زیارت اربعین اینقدر تاکید شده و الان هم اینقدر پرشور است؟ یک جواب اولیه همین است که چون در این روز اهل بیت به زیارت امام آمده اند.

جواب دیگر که مبتنی بر بر جواب قبلی است اینکه اساسا اربعین نشانه پیروزی قیام امام حسین در همین مدت کم است. یعنی ببین خون اباعبدالله چه کرده که در چهل روز گویی ورق بر گشت.

این دو جواب دلچسب است ولی باید دقت کرد در دام قیاس فقهی نیفتیم. هر چیز دلچسبی لزوما درست نیست.

جواب دیگر این است که خود چهل روز و اربعین در اسلام نکته ای داشته است. چنانچه استاد فاطمی نیا به آن اشاره کرده بودند: جابر شیعه عمیقی است و بی جهت روز اربعین را برای زیارت انتخاب نکرده است.

جواب دیگر این است که دستور امامان بر زیارت اربعین عامل توجه شده است.

جواب دیگر اینکه علل جامعه شناختی و مانند آن دارد. مثلا روز تاسوعا خودش نکته ای ندارد ولی الان در عرض روز عاشورا مطرح می شود. یا مراسم حسینیه اعظم زنجان و ... . در طول تاریخ عللی باعث این توجه به اربعین شده است.

6- به هر صورت با توجه به منبع ذکر شده، تا اینجا ظاهرا مساله به نفع موافقین اربعین حل شده است اما چند سوال هم به ذهن می رسد که جای بررسی دارد:

اولا: چرا موضوع به این مهمی در بسیاری از منابع متقدم کربلا -که در بسیاری از آنها جزئیات بسیاری هم ذکر شده از ریز کلمات و صحبت ها و ... - نیامده است؟ خاصه اینکه دلیلی بر مخفی کردن آن نمیابیم.

ثانیا: در خود همین موسوعه و منابع دیگر، وقتی بحث راه افتادن از شام مطرح است از اول صرفا حرف رفتن به مدینه است و حال آنکه اگر سر مبارک امام را به اهل بیت داده اند و آنها هم قصد جدی بر دفن سر در کنار جسد داشته اند -که امر کوچکی هم نیست- باید صحبت از رفتن به کربلا و بعد مدینه باشد.


برچسب‌ها: تاملات تاریخی, اربعین, آقای رسول جعفریان, آیت الله یوسفی غروی, ابوریحان بیرونی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 دی1391ساعت 0:1  توسط هادی  | 

ظاهرا از معاصرین سه نفر در باب اربعین کتاب مستقل نوشته اند: شهید قاضی طباطبایی، مرحوم محمد فاضل (از علمای مازندران) و اقای پور امینی. کتاب شهید قاضی طباطبایی معروف است و معمولا طرفداران نظریه الف (که در نوشته قبلی به آن اشاره شد یعنی رسیدن اهل بیت امام در روز بیستم صفر به کربلا) به آن ارجاع می دهند و آن را در اثبات بحث کافی میدانند. 

جناب آقای رسول جعفریان _ که در یکی از نوشته های سابق از لحن تند و غیر مودبانه ایشان و نه اصل بحث ایشان درباب آقای پناهیان انتقاد کردیم- جمع بندی خوبی در باب اربعین و ادله طرفین دارند که خواندنش خالی از لطف نیست (والبته آن را اندکی خلاصه کردیم و شماره بندی تحویل میدهیم):

1-به طور خلاصه ادله محدث نوری در مخالفت با رسیدن اهل بیت در اربعین به کربلا عبارتند از:

-خود سید بن طاووس که رسیدن اهل بیت به کربلا را در اربعین در کتاب لهوف نقل کرده، در کتاب دیگرش اقبال الاعمال رد نموده است و نوشته: چنین چیزی بعید است چرا که ابن زیاد به یزید نامه نوشته و درباره اسرا کسب تکلیف کرده و تا جواب نرسید آنها را به شام نفرستاد. چگونه ممکن است رفت و امد پیک و بعد هم خاندان اهل بیت به شام و باز گشت آنها [به اضافه توقف چند روزه ای در شام] چهل روزه ممکن باشد؟

-علاوه بر این شیخ مفید در ارشاد در خبر بازگشت اسرا اشاره ای به برگشت به عراق ندارد!

-در سایر منابع کهن تاریخ اسلام نظیر انساب الاشراف و اخبار الطوال و طبقات الکبری هم خبری از بازگشت خاندان اهل بیت به عراق نیست.

-و روشن است که حذف عمدی این خبر معنی ندارد چرا که وجهی ندارد [و ربطی به عقاید آن زمان و شیعه و سنی ندارد و حال انکه این منابع سایر جزئیات را نسبتا مفصل آورده اند]

-محدث نوری ادله دیگری هم در این باب اورده است.

2- اما از موافقین مهمترین بحث از آن شهید قاضی طباطبایی است که کتاب مفصلی در حدود 900 صفحه نوشته اند و  در صدد اثبات برآمده اند. این کتاب شامل نکات حاشیه ای فراوان و در بسیار مفید و جالبی از حادثه عاشورا است. اما بحث ایشان درباب اثبات رسیدن اهل بیت در اربعین به کربلا:

-ایشان در باب اینکه محدث نوری و دیگران گفته اند امکان ندارد ظرف 40 روز این رفت و برگشتها رخ داده باشد، هفده نمونه از مسافرتها و مسیر های و زمانهایی را که برای این راه(کوفه به شام و بالعکس) در تاریخ آمده ذکر می کنند و اثبات می کنند که رفت و آمد در چهل روز ممکن است. برای نمونه در یک مورد تاریخی امده که این مسیر توسط عده ای در یک هفته تا دوازده روز طول کشیده است. لذا با توجه به سخن بیرونی(ابوریحان) مبنی بر ورود سر امام در روز اول صفر به شام، اسرا می توانسته اند بیست روز بعد کربلا باشند.

3- اما داوری جناب آقای رسول جعفریان پس از نقل این دو دسته ادله:

برفرض آنکه طی این مسیر در این مدت با کاروانی با آن همه زن و بچه ممکن باشد، امکان چیزی وقوع آن را اثبات نمی کند. باید دید آیا بازگشت اهل بیت به کربلا در بیستم صفر در منابع آمده یا نه؟ و تا آنجا که میدانیم نقل مربوط به بازگشت اهل بیت به کربلا در منابع تاریخی به قرن هفتم به بعد میرسد! به علاوه علمای بزرگی مانند شیخ مفید و شیخ طوسی [که خیلی نزدیک تر به آن ایام بوده اند و اگر منبعی بوده یا نقل قابل توجهی بوده آنهم درباره حادثه عاشورا که برای همگان مهم  بوده است به آن اشاره می کردند] اشاره ای به آن نکرده اند، بلکه به عکس آن تصریح کرده اند و نوشته اند اربعین روزی بوده که حرم امام حسین علیه السلام وارد مدینه شده یا از شام به سوی مدینه خارج شده است.


منبع ما در این نوشته، کتاب ارزشمند تاملی در نهضت عاشورا نوشته آقای رسول جعفریان ص216 تا 218 بوده است.

این کتاب تحلیلی هم بر برخی منابع تاریخی دست اول درباب عاشورا دارد که جا دارد مطالعه شود. یک جهت جالب در این تحلیل این است که در اکثر کتب دست اول که نوشته اهل سنت هم هستند و بعضا مواضعی هم نسبت به شیعه داشته اند اما قضیه کربلا حجم قابل توجه و بعضا عجیبی یعنی زیادی نسبت به سایر مباحث دارد که خودش نشانی از تاثیر گذاری بسیار این حادثه در کل عالم اسلام دارد.



برچسب‌ها: تاملات تاریخی, اربعین, آقای رسول جعفریان, محدث نوری, شهید قاضی طباطبایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 دی1391ساعت 15:15  توسط هادی  | 

اهانت آیت الله شیخ «عزیزالله خوشوقت» به حضرت رقیّه (س) در شبکه یک

این تیتری است که سایت تا ظهور برای یک پرسش و پاسخ از جانب آقای خوشوقت انتخاب کرده است. سایت وزین و مفید!! شیعه آنلاین –که ظاهرا هدفی چیزی اختلاف افکنی بین شیعه و سنی و ضربه به اهداف اهل بیت ندارد- هم تیتر اظهارات عجیب آیت‌الله خوشوقت درباره حضرت رقیه(س)  را برای سخنان ایشان انتخاب کرده است. اما متن این اهانت و اظهارات عجیب به نقل از خود شیعه آنلاین به این قرار است:

به گزارش شیعه آنلاین، آیت الله شیخ «عزیزالله خوشوقت» از علمای سرشناس تهران در اظهاراتی که اخیرا در شبکه یک صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز پخش شد، برخی مطالب عجیب در مورد حضرت رقیه سلام الله علیها را بیان کرد. وی در پاسخ به پرسش یکی از پامنبری‌های خود که پرسید "آیا حضرت رقیه سلام الله علیها دختر امام حسین علیه السلام است یا خیر؟" پاسخ داد: "ایشون (حضرت رقیه) دختر یکی از شهدای کربلا است. در تاریخ که در مورد بچه های امام حسین می نویسند، دختری به نام رقیه وجود ندارد"!

پرسش کننده در ادامه می پرسد: "اصلا ایشان (حضرت رقیه) وجود داشته؟" خوشوقت پاسخ می دهد: "بله، در تاریخ وجود داشته در شام هم بوده اما اصلا دختر امام حسین علیه السلام نبوده است".


این پرسش کننده همچنین در مورد چگونگی به شهادت رسیدن حضرت رقیه سلام الله علیها، سوال می کند، و خوشوقت پاسخ می دهد: "باید بگوئیم در مقاتل چنین بیان شده است. ما که آنجا نبودیم ببینیم چگونه به شهادت رسید؟".

آیت الله خوشوقت در ادامه در مورد نحوه عزاداری می گوید: وقتی عزاداری دست عموم بیفتد، اختراعاتی هم پیش می آید و سلیقه های مختلفی مانند زنجیرزنی، قفل زنی، قمه زنی و غیره به وجود می آید. گریه از همه راحت تر، ارزان تر و بی اشکال تر است".


1-       به زودی اگر خداوند توفیق دهد یک صورت بندی از مساله وجود و شهادت حضرت رقیه ارائه خواهم کرد.

2-       اما اصلا حرف ایشان به لحاظ تاریخی غلط. اهانت ایشان کجا است؟ کسی مدرک تاریخی دارد رو کند که الحمد لله کسی رو نکرده است!!! همه می گویند مشهور است بین مردم پس رد نکنید. خب این هم قبول!  اما ایشان چه اهانتی به امام حسین کرده است؟ دوستان می دانند که بنده بخشی از مشی سیاسی آقای خوشوقت را قبول ندارم اما در عجیب بودن و اهانت این سخنان مانده ام.

3-       شما یاد کدام فرقه و نحله از صدر اسلام می افتید وقتی این خشک مقدس بازی و بی توجهی به استدلال را میبینید؟ کسانی که کافی است کسی متفاوت با عقاید انها حرفی بزند.

4-       یاد استاد شهید به خیر . فرموده بود «فرق مختلف و دسته ها هر چند در چهارچوبها شعار از یکدیگر دورند اما گاهی روح یک مذهب در یک فرقه دیگر حلول می کند آن فرقه در عین اینکه با آن مذهب مخالف است روح و معنای ان را پذیرفته است.» (جاذبه و دافعه ص154)

5-       و جدا روح خوارج را در این به ظاهر شیعیان می بینیم!

 

 


برچسب‌ها: آقای رسول جعفریان, تاریخ عاشورا, آیت الله خوشوقت, خوارج, استاد شهید مطهری
+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1391ساعت 22:6  توسط هادی  | 

 انتقادات تند آقای رسول جعفریان از آقای پناهیان را احتمالا خوانده اید.

1-آقای رسول جعفریان محقق تاریخ اسلام است. کتب ایشان لااقل در حوزه تاریخ اسلام و تشیع به نظرم جدا خواندنی است. روش منضبطی در تاریخ پژوهی دارند که به نظرم بسیاری از تاریخ نگاران معاصر از آن بی بهره اند. بنده که خیلی استفاده برده و می برم.

2- انتقادات ایشان به آقای پناهیان مرا یاد دو بزرگوار دیگر انداخت: حسن عباسی و حاج منصور ارضی. انتقادات همینجوری ظاهرا رویه شده است  (همانطور که جناب آقای جعفریان به رواج چنین رویه ای تلویحا اشاره دارند). حسن عباسی همین طوری بدون استدلال و یا با استدلال آبکی که برای مریدان سینه چاک خوب است فیلسوفان اسلامی و مفسرین گرانمایه ای را بی اثر و بی فایده می خواند که بار تئوریک نظام را بردوش دارند. منصور ارضی راحت و بی استدلال محکم، به یکی که ما هم از او خوشمان نمی اید یهودی زاده و سامری و .. اطلاق می کند و دیگری را زنا زاده و حالا آقای رسول جعفریان که بر خلاف آن دو بزرگوار انتظار دیگری داشتیم عنوانی را در کلام کسی می گیرد و  بابیت و انحراف و بی سوادی فقهی و ... را مطرح میکند که استدلالش را نفهمیدیم.

3-جناب آقای جعفریان! بنده خود از منتقدین فی الجمله آقای پناهیان هستم. نشده که یکبار پای سخنرانی ایشان بنشینم و بی اشکال به ایشان (در ذهن) برخاسته باشم. اما نحوه انتقاد شما اولا تا حدی غفلت یا تغافل شما را از بسیاری مباحث خصوصا از مباحث فلسفه تاریخ نشان میدهد و ثانیا و مهمتر اینجور بی استدلال حرف زدن -آن هم از کسی چون شما که دست به تایپش خوب است و می تواند مقاله ای وزین را به سرعت در نقد پناهیان بنویسد- جایگزینی حاج منصور و حسن عباسی را با رسول جعفریان خاطر نشان می کند. باید عرض کنم که جدا جایگاه رفیعی نیست همنشینی با عباسی و ارضی! اما اگر دوست دارید هنیئا لکم

4- لازم به ذکر است که البته و صد البته بر آقای پناهیان نقدهای قابل توجهی وارد است.


تکمله: آقای جعفریان فرموده اند:

 کشور با فقه و شریعت باید اداره شود و اخلاق و عرفان سالم هم به عنوان وسیله ای برای ایجاد مناسبات نرم میان مردم باید مورد استفاده قرار گیرد. 

فقط بنده نمی دانم مصاحبه با بازتاب چه سنخیتی با اداره فقهی دارد؟ یعنی باور کنیم فواد صادقی مدیر مسوول سایت آینده و بازتاب در پی اداره فقهی کشور است؟ آینده ای که هر چه توانست در آتش فتنه دمید و حالا در قالب بازتاب ادامه میدهد فکر اداره فقهی !!!!!!!! کشور است. جناب آقای جعفریان! در دوران فتنه احساس می کردی سبزها در پی اداره فقهی کشور هستند که موضعی در خور علیه آنها نگرفتی؟! راست فرمودید که اوضاع تفکر خراب شده چون یک متفکر عمیق اینقدر متناقض موضع نمیگیرد. 


برچسب‌ها: آقای رسول جعفریان, آقای پناهیان, روش نقد
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آذر1391ساعت 23:18  توسط هادی  |